۹ اکتبر ۱۹۷۱

کلمات بدتر از آنی هستند که فکرش را می‌کردم. نیازم به عطوفت همچون کاروانی طویل است. 
راجع به نوشتن، خودم می‌دانم خوب می‌نویسم، همین. اما این سبب نمی‌شود که دوستم داشته باشند. 
 ("اینکه بگویم تو مرا رها کردی شاید درست نباشد؛ اما اینکه بگویم رهایم می‌کنند، و گاهی به طرز هولناکی رهایم کرده‌اند، راست است."
 کافکا)

نوامبر ۱۹۷۱

نوشتن، معنا بخشیدن به رنج است. 
آنقدر رنج کشیدم که هیچی نشده مرا از آن دنیا انداختند بیرون. 
 نوشتن، اینکه بخواهی به رنج‌مان معنایی ببخشی.

الخاندارا پیسارنیک
 [ آخرین صفحه‌ی دستنوشته‌هایش پیش از خودکشی]